تبليغاتX
کــافــی شـاپ| NICE |
شعر آخر از فروغ فرخزاد
 

سلام به دوستای خیلی خیلی گلم امیدوارم همه شما خوب باشید. توحید ازم خواست بشم عضو نویسنده های این وبلاگ که مثل اسمش نایسه. اینجا که اومدم با دوستای زیادی بودم و خیلی ازشون ممنون که تو این مدت کمکم کردن مخصوصا توحید ریحانه حسین و مجید گلم.

اما حالا وقت رفتنه. این آخرین شعری که از فروغ میزارم رو خیلی دوست دارم. برام دعا کنید

وداع

میروم خسته و افسرده و زار

سوی منزلگه ویرانه خویش

به خدا میبرم از شهر شم

دل شوریده و دیوانه خویش

میبرم تاکه در آن نقطه دور

شستشویش دهم از رنگ نگاه

شستشویش دهم از لکه عشق

زین همه خواهش بیجا و تباه

 


|ادامه مطلب|
موضوع:شعر و هنر| لينک ثابت |
ارسال شده توسط وصال در پنجشنبه 1388/04/25 و ساعت 9:57
دولت مهر

 

تا دیروز هر چه خواستند ناجوانمردانه نثارت کردند

 

 امروز که طعم شکست را چشیده اند و از عمق جان سوخته اند

 

انتظار نداشته باش که از آنها مردانگی ببینی!

 

 تحملت را بالاتر ببر

 

 بگذار خود را نزد ملت رسوا تر از قبل کنند

 

 دعای ما بدرقه راه توست

 

موضوع:دل نوشته| لينک ثابت |
ارسال شده توسط حسین در جمعه 1388/04/05 و ساعت 16:55
پسرپیام نور - تقدیم به همه ی پیام نوریهای عزیز-اجتماعی 24 بیت
پسرپیام نور - تقدیم به همه ی پیام نوریهای عزیز-اجتماعی 24 بیت

بعد از هزاران روز رنج و زحمت ، تفریح نکردن، سختی و مشقت
پشت یه سده ،سختو ،محکم موندن هیچ عشقی به جز کتابا نخوندن
رفتم منم به دانشگاه زوری منم یه آدم پیامه نوری
از فشاره زیاده خانواده شدم برای درسو مشقت آماده
یه کمی هم برای راحت موندن نظام وظیفه رو چند سال پیچوندن
راهی شدم رفتم محله تحصیل هفت روزه هفته، هشت روزو تعطیل
ترمی چهار پنج تایی درس داشتم سبک ترین درسا رو ور می داشتم
ترمایی که مشروط نمی شدم من خیلی به خودم احترام می زاشتم
رنگ کلاس درسیو ندیدم شب امتحان از خواب می پریدم
(( خواب می دیدم محشره کبرا شده)) خانم استاد خیلی آقاشده
این ترم دیگه نمره ی ما رو داده نمی گه اونم از سرت زیاده
اما بازم نمره ی ما همون شد استاد مهربون نا مهربون شد
پژوهش و تحقیقو بی خیالش این کارا اهلشو می خوادو حالش
ما هر کیو نمره ده میگیره می گیم صد آفرینو خوش بحالش
سلفی و خوابگاهی داریم به چه خوبی ببخشینا اینو گفتم دروغی
خوراکه صبح تا شبه ما پنیره نوبتی یکی بچه ها می گیره
واسه اینکه مردم نگن بیکاریم پونزده اسفندا درخت می کاریم
خدا شکر برای آبیاریش یه چهار پنج شیش سالی وقت داریم
خلاصه اینایی رو که شنیدی به عینیه پنجاه شست باری دیدی
خوده تو هم شاید شبیه مایی فرقی نداره پایینی بالایی
مشکله سربازی اگه نداری از ازدواج زورکی بی زاری
آخر این راهو خودم می دونم خسته شدم اما بازم می مونم
آخرین این بازی پولو سواد نیست دیوونه می شی راهی واسه شفات نیست
سعی نکنید به ابیات این شعر بیفزایید ممنون
موضوع:شعر و هنر| لينک ثابت |
ارسال شده توسط محمود در پنجشنبه 1388/02/17 و ساعت 12:48
وصـیـت نـامـه

 وصـیـت نـامـه

http://nice007.parsaspace.com/Image/%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86%20%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86/%D9%82%D8%A8%D8%B11.jpg


قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.
بعد از مرگم، انگشت‌های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت‌نگاری قرار دهید.
به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!
ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک ‌کاری کنند.
عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب کیدا ممنوع است.
بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.
کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!
مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.
روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.
دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!
کسانی که زیر تابوت مرا می‌گیرند، باید هم قد باشند.
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.
گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.
در مجلس ختم من گاز اشک‌آور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.
از اینکه نمی‌توانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می‌طلبم.
به مرده شوی بگویید مرا با چوبک بشوید چون به صابون و پودر حساسیت دارم.
چون تمام آرزوهایم را به گور می‌برم، سعی کنید قبر مرا بزرگ بسازید که جای جسدم بشود.


موضوع:دل نوشته| لينک ثابت |
ارسال شده توسط تـوحیـد در پنجشنبه 1387/12/08 و ساعت 20:50
.::گفتگو با خدا::.
INTERVIEW WITH GOD
گفتگو با خدا


http://aycu17.webshots.com/image/47816/2004709323349234183_rs.jpg


I dreamed , I had an interview with god
خواب دیدم .در خواب با خدا گفتگویی داشتم

God asked
خدا گفت

So you would like to interview me
پس می خواهی با من گفتگو کنی؟

I said ,If you have the tim
گفتم اگر وقت داشته باشید.

God smiled
خدا لبخند زد

My time is eternity
وقت من ابدی است.

What questions do you have in mind for me
چه سوالاتی در ذهن داری که می خواهی از من بپرسی؟

What surprises you most about human kind
چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند؟

God answered
خدا پاسخ داد:

|ادامه مطلب|
موضوع:دل نوشته| لينک ثابت |
ارسال شده توسط تـوحیـد در جمعه 1387/11/25 و ساعت 14:1
چند تا متن عاشقانه بسیار زیبا | شعر و متن عاشقانه

 چند تا متن عاشقانه بسیار زیبا 

 الو؟؟... خونه خدا؟؟ خدایا نذار بزرگ شم

حتما بخونید من که خیلی خوشم اومد

 الو خونه خدا؟؟axduoni.blogfa

 

 در ادامه مطلب


|ادامه مطلب|
موضوع:دل نوشته| لينک ثابت |
ارسال شده توسط تـوحیـد در یکشنبه 1387/09/17 و ساعت 23:45
 آخرین مطالب ارسالی
» اندر احوال پیام نور
» ابتکار و خلاقیت در تبلیغات!
» رایجترین سوالاتی که در یک مصاحبه شغلی پرسیده می‏شوند
» ریشه های تاریخی نام گذاری ماهای سال + عکس
» نرم افزار چیست؟
» ده نفر از عجیب ترین انسانهای دنیا
» زندگی + مرگ
» پرسپولیس
» پردرآمدترین مشاغل IT در جهان
» دلیلی برای نخندیدن
» برخورد بوئینگ 747 با برج میلاد یک روز پس از 11 سپتامبر
» باز آمد بوی ماه مهر
» ماکروسافت کافی شاپ می زنه!!
» بعد از مرگ چه اتفاقی برای زندگی آنلاین ما خواهد افتاد؟
» با كامپيوتر جوان بمانيد !!
» تحقیقات جالب یک غیرمسلمان درمورد تاثیرات "الله" بر انسان
» شیطان!!!!
» آهنگ زيباي سامي يوسف به نام You Came To Me به مناسبت ماه رمضان
» پیرمرد و سالک
» دیدار جومونگ با بازیکنان تیم سایپا
» کامپیوتر زن است یا مرد؟؟؟
» زود قضاوت نکنیم!!!!
» The Mark on the Wall
» مهمانی خدا........

©Copyright 2009-Nice007.TK & This Template Designed By Nice Gruop