تبليغاتX
کــافــی شـاپ| NICE |
رایجترین سوالاتی که در یک مصاحبه شغلی پرسیده می‏شوند
در این پست قصد دارم شما را با نمونه‏ هایی از مهمترین سوالاتی که در یک مصاحبه حضوری پرسیده می‎‏شوند آشنا کنم.گرچه شاید خود  بیشتر از من آشنا باشند. پاسخ به این سوالات یکی از مهمترین اصولی است که در استخدام یک کارمند می‎‏تواند بسیار بسیار موثر واقع گردد.



|ادامه مطلب|
ارسال شده توسط تـوحیـد در شنبه 1388/08/09 و ساعت 10:53
ماکروسافت کافی شاپ می زنه!!

افتتاح اولین “ویندوز کافه” دنیا را در پاریس توسط مایکروسافت همزمان با عرضه رسمی

سیستم عامل ویندوز 7


http://nice007.persiangig.com/image/02/coffee-shop.jpg


به گزارش خبرگزاری مهر، کافه های پاریس از قرن نوزدهم تاکنون در شمار معروف ترین مراکز تبادل فرهنگی دنیا قرار دارند. به همین منظور مایکروسافت تصمیم گرفته است اولین کافی شاپ خود را در این شهر راه اندازی کند.

۲۲ اکتبر آینده و همزمان با عرضه رسمی سیستم عامل “ویندوز ۷″ در منطقه “شاتله” پاریس این کافی شاپ بسیار ویژه افتتاح می شود.


|ادامه مطلب|
ارسال شده توسط تـوحیـد در چهارشنبه 1388/06/25 و ساعت 21:31
بعد از مرگ چه اتفاقی برای زندگی آنلاین ما خواهد افتاد؟

بعد از مرگ چه اتفاقی برای زندگی آنلاین ما خواهد افتاد؟


lonline_tout_0914.jpg


تا به حال به این موضوع فکر کرده اید بعد از مرگ اکانت های اینترنتی شما چه می شود؟ آیا در وصیت نامه به آنها اشاره می کنید؟ اصلا این کار لازم است؟ در زندگی کنونی که حساب و کتابی پایش نیست و به قول بعضی ها ممکن است صبح از خانه بیرون برویم و دیگر به خانه بر نگردیم. بهتر است حواسمان به آینده زندگی آنلاین مان باشد. اینجا در مثال هایی می بینید که چه اتفاقی برای اکانت های شما خواهد افتاد. 


|ادامه مطلب|
ارسال شده توسط تـوحیـد در چهارشنبه 1388/06/18 و ساعت 20:36
شیطان!!!!

شیطان

دیروز شیطان را دیدم ، در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود ، فریب می فروخت. مردم دورش جمع شده بودند. هیاهو می کردند و هول می زدند و بیشتر می خواستند. توی بساطش همه چیز بود غرور ، حرص ، دروغ ، جاه طلبی ... . هرکس چیزی میخرید و در ازایش چیزی می داد. بعضی ها تکه ای از قلبشان را و بعضی پاره ای از روحشان را. بعضی ایمانشان را می دادند و بعضی آزادگی را.

شیطان می خندید و دهانش بوی گند جهنم می داد. حالم را به هم می زد. دلم می خواست همه ی نفرتم را توی صورتش تف کنم. انگار ذهنم را خواند . موذیانه خندید و گفت: من با کسی کاری ندارم و آرام نجوا می کنم . نه قیل و قال میکنم نه کسی را مجبور می کنم که چیزی از من بخرد.

می بینی ! آدم ها خودشان دور من جمع می شوند. آن وقت سرش را نزدیک آورد و گفت : البته تو با آن ها فرق می کنی . تو زیرکی و مومن . زیرکی و مومنی آدم را نجات می دهد.این ها ساده اند و گرسنه و به جای هر چیزی فریب می خورند.

از شیطان بدم می آمد . اما حرف هایش شیرین بود . گذاشتم حرف بزند و او هی گفت و گفت و گفت. ساعت ها کنار بساطش نشستم. تا اینکه چشمم به جعبه ی عبادت افتاد که لا به لای چیزهای دیگر بود. دور از چشم شیطان آن را برداشتم و در جیبم گذاشتم و با خود گفتم بگذار یک بار هم که شده کسی چیزی از شیطان بدزد. بگذار یک بار هم او فریب بخورد.

به خانه آمدم و در کوچک جعبه را باز کردم. توی آن اما از غرور چیزی نبود. جعبه از دستم افتاد و غرور توی اتاق پخش شد فریب خورده بودم ، فریب.دستم را روی قلبم گذاشتم ، قلبم نبود. فهمیدم که آن را کنار بساط جا گذاشته ام . تمام راه را دویدم ، تمام راه لعنتش کردم ، تمام راه خدا خدا کردم . می خواستم یقه ی نامردش را بگیرم عبادت دروغیش را به سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم. به میدان رسیدم اما شیطان نبود . او رفت. داشتم های های گریه می کردم. اشک هایم که تمام شد بلند شدم تا بی دلیم را با خود ببرم . صدایی شنیدم صدای قلبم را و همان جا بی اختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم به شکرانه ی قلبی که پیدا شده بود

ارسال شده توسط ریحانه در دوشنبه 1388/06/02 و ساعت 14:50
کامپیوتر زن است یا مرد؟؟؟

کامپيوتر زن است يا مرد؟

استاد زبان فرانسه در مورد مذکر يا مونث بودن اسمها توضيح ميداد که پرسيد
کامپيوتر مذکر است يا مونث؟

کليه دانشجويان دختر جنس رايانه را به دلايل زير مرد اعلام کردند

وقتي به آن عادت مي کنيم گمان مي کنيم بدون آن قادر به انجام کاري نيستم
با آن که داده هاي زيادي دارند اما نادانند
قرار است مشکلات را حل کنند اما در بيشتر اوقات معضل اصلي خودشانند
همين که پايبند يکي از آنها شديد متوجه ميشويد که اگر صبر کرده بوديد مورد بهتري از آن نصيبتان مي شد

کليه دانشجويان پسر به دلايل زير جنس رايانه را زن اعلام کردند

به غير از خالق آنها کسي از منطق دروني آنها سر در نمي آورد
کسي از زبان ارتباطي آنها سر در نمي آورد
کوچکترين اشتباهات را در حافظه دراز مدت خود ذخيره مي کنند تا بعد ها تلافي کنند
همين که پايبند يکي از آنها شديد بايد تمام پول خود را صرف خريد لوازم جانبي آنها بکنيد

ارسال شده توسط ریحانه در شنبه 1388/05/24 و ساعت 13:27
زود قضاوت نکنیم!!!!
زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود،
تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند.
او یک بسته بیسکوئیت نیز خرید و بر روی یک صندلی نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد.
مردی در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه می‌خواند. وقتی که او نخستین بیسکوئیت را به دهان گذاشت،
متوجه شد که مرد هم یک بیسکوئیت برداشت و خورد. او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت.
پیش خود فکر کرد : بهتر است ناراحت نشوم. شاید اشتباه کرده باشد.
ولی این ماجرا تکرار شد. هر بار که او یک بیسکوئیت برمی‌داشت، آن مرد هم همین کار را می‌کرد.
اینکار او را حسابی عصبانی کرده بود ولی نمی‌خواست واکنشی نشان دهد.
وقتی که تنها یک بیسکوئیت باقی مانده بود، پیش خود فکر کرد : حالا ببینم این مرد بی‌ادب چکار خواهد کرد؟
مرد آخرین بیسکوئیت را نصف کرد و نصفش دیگرش را خورد. این دیگه خیلی پرروئی می‌خواست!
زن جوان حسابی عصبانی شده بود.
در این هنگام بلندگوی فرودگاه اعلام کرد که زمان


که زمان سوار شدن به هواپیماست. آن زن کتابش را بست،
چیزهایش را جمع و جور کرد و با نگاه تندی که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت.

|ادامه مطلب|
ارسال شده توسط ریحانه در شنبه 1388/05/24 و ساعت 13:20
نکاتی اندر باب رانندگی جدی نگیرید!!!!

 

نكاتي در باب رانندگي

جدي نگيريد!!!

قابل استفاده براي راننگان شخصي مسافر كش و غيره توضيح :

 

 

 

حق تقدم با كيست؟

 

هميشه حق تقدم با شماست چه از خيابان اصلي به فرعي برويد و چه از فرعي وارد اصلي شويد

 

 

خطوط وسط خيابان

 

خطوط وسط خيابان ها و بزرگراه ها به منزله مطميِن بودن شما از اسفالت جاده است از ميان خطوط راندن هم از سنت قديمي بوده كه سالهاست منسوخ شده ان دسته از رانندگان خودروهاي عمومي را هم كه ميبينيد در بين خطوط ميرانند  ناشي هستند و تا چند وقت ديگر اين روش دست و پا گير را قراموش خواهند كرد

 

 


|ادامه مطلب|
ارسال شده توسط ریحانه در چهارشنبه 1388/04/31 و ساعت 19:30
داستانک

مردی با اسب و سگش در جاده‌ای راه می‌رفتند. هنگام عبور از كنار درخت عظیمی، صاعقه‌ای فرود آمد و آنها را كشت. اما مرد نفهمید كه دیگر این دنیا را ترك كرده است و همچنان با دو جانورش پیش رفت. گاهی مدت‌ها طول می‌كشد تا مرده‌ها به شرایط جدید خودشان پی ببرند.
پیاده‌روی درازی بود، تپه بلندی بود، آفتاب تندی بود، عرق می‌ریختند و به شدت تشنه بودند. در یك پیچ جاده دروازه تمام مرمری عظیمی دیدند كه به میدانی با سنگفرش طلا باز می‌شد و در وسط آن چشمه‌ای بود كه آب زلالی از آن جاری بود. رهگذر رو به مرد دروازه‌بان كرد: «روز به خیر، اینجا كجاست كه اینقدر قشنگ است؟»


|ادامه مطلب|
ارسال شده توسط ریحانه در یکشنبه 1388/04/28 و ساعت 15:7
شخصیت شناسی عمه،دایی، عمو

1-عمه
معناي لغوي: خواهر پدر

معناي استعاره اي: هر زني كه با پدر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد/هر زني كه مادر چشم ديدنش را نداشته باشد.

نقش سمبليك: به عهده گرفتن مسئوليت در موارد ذيل: ?- جواب همه ي فحش هايي كه مي دهيد. مثال: عمته... ?- جواب همه ي محبت هايي كه مي كنيد. مثال: به درد عمه ات مي خوره... ?- توجيه كليه ي بيقوارگي ها/رفتارهاي نامتناسب شما (تنها براي دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتي. ?- خيلي چيزهاي بدِ ديگه. از ذكر مثال معذوريم...

غذاي مورد علاقه: شله زرد، سمنو.

ضرب المثل: ندارد (تخفيف به دليل تعدد در نقش هاي سمبليك).

زير شاخه ها: شوهر عمه: يك مرد پولدار كه سيبيل قيطاني دارد و چندش آور است. پسرعمه/دخترعمه: همبازي دوران كودكي كه در بزرگسالي حالتان را به هم مي زنند.

مشاغل كاذب: Match-Making

چهره هاي معروف: عمه ليلا.

ترجيع بند: دختر كه رسيد به بيست، بايد به حالش گريست. (شما رو نمي دونم ولي من اينو از عمه ام مي شنوم نه از خاله ام!)

داشتن يك عمه كه در توصيفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسي هاي زندگي است. 


.:: بقیه در ادامه مطلب ::.



|ادامه مطلب|
ارسال شده توسط ریحانه در شنبه 1388/04/27 و ساعت 11:24
پیام نور
پيام شور: آش آنقدر شور شده كه صداي بچه آشپز هم در آمده است. اين موضوع از اظهار نظرات و افاضات مسئولين كلان پيام نور و مسئولين خرد و خمير مناطق و مراكز در رسانه هاي خبري و... به خوبي مشهود است.

پيام گور: با ورود به پيام نور بسياري از آرزوهاي شما نيز به گور تشريف خواهند برد؛ نمره خوب، ‌اعصاب آرام، ‌استاد خوب و...

پيام زور: هي شما زور مي زنيد، هي پيام نور زور مي زنه،... الي آخر...

پيام دور: سالهاي دور از شور و حال. آموزش از راه دور، مديريت از راه دور، هر چيز كنترل از راه دور!

.::: بقیه در ادامه مطلب :::.


|ادامه مطلب|
ارسال شده توسط محمود در چهارشنبه 1388/04/17 و ساعت 1:2
حافظ توى صف اتوبوس
حــــافــــــظ تـــــوى صــــــــــف اتــــــوبـــــــوس

( بدلیل راه اندازی خطوط اتوبوس تندرو در مشهد)

http://www.gigaimage.com/images/dk66kmxjn86fyuxlhnia.gif


 نيمه شبِ پريشب گشتم دچار كابوس

ديدم به خواب حافظ توى صف اتوبوس

گفتم : سلام حافظ گفتا عليك جانم

گفتم كجا روى تو گفتا خودم ندانم

گفتم بگير فالى گفتا نمانده حالى

گفتم : چگونه اى ؟ گفت در بند بى خيالى

گفتم كه تازه تازه شعروغزل چه داري؟

گفتا كه مى سرايم شعر سپيد بارى

گفتم زدولت عشق،گفتا كه افتخار شد

گفتم رقيب گفتا ، او نيز كله پا شد

.:: بــفــیــه در ادامــه مــطــلــب ::. 


|ادامه مطلب|
ارسال شده توسط تـوحیـد در دوشنبه 1388/04/08 و ساعت 0:34
پسر شجاع!!!!!

.:: پسر شجاع ::.

فکر می کنم حدودا 3 ساله بودم که بابا و مامان به این نتیجه رسیدن که من دیگه باید شبها توی اتاق خودم بخوابم. اونم تنهایی! پذیرفتن این موضوع برای من خیلی مشکل بود. تا اون موقع من همیشه پیش مامان و بابا می خوابیدم و اونجا هم کلی گرم و نرم بود و هم اینکه اصلا از چیزی حتی تاریکی نمی ترسیدم. اما بابا خیلی خوب باهام صحبت کرد و به من گفت که بچه هایی که توی اتاق مامان و باباشون می خوابن شجاع بار نمیان و تا آخر عمرشون ترسو می مونن.

این حرف برای من خیلی گرون بود. می نمی خواستم ترسو باشم. من دلم می خواست پسر شجاعی باشم و از تاریکی و تنهایی و چیزایی که همیشه همه بچه ها ازشون می ترسن نترسم. بابا بهم اطمینان داد که هر وقت دلم خواست می تونم نیمه های شب برم پیششون و این خیلی خیالم رو راحت کرد. تازه قرار بر این شد که هر شب قبل از اینکه بخوابم برام قصه تعریف کنه. دیگه جای نگرانی نبود. قبول کردم.

.:: بقیه در ادامه مطلب ::.


|ادامه مطلب|
ارسال شده توسط ریحانه در جمعه 1388/04/05 و ساعت 9:1
گنجشک و خدا

گنجشك و خدا

روزها گذشت و گنجشك با خدا هيچ نگفت، فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي‌گفت: مي‌آيد، من تنها گوشي هستم كه غصه‌هايش را مي‌شنود و يگانه قلبي‌ام كه دردهايش را در خود نگه مي‌دارد و سر انجام گنجشك روي شاخه‌اي از درخت دنيا نشست.
فرشتگان چشم به لبهايش دوختند، گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود:
"با من بگو از آنچه سنگيني سينه توست". گنجشك گفت: لانه كوچكي داشتم، آرامگاه خستگي‌هايم بود و سرپناه بي كسي‌ام.
تو همان را هم از من گرفتي. اين توفان بي موقع چه بود؟ چه مي‌خواستي از لانه محقرم كجاي دنيا را گرفته بود؟ و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست. سكوتي در عرش طنين انداز شد. فرشتگان همه سر به زير انداختند.
خدا گفت: ماري در راه لانه ات بود. خواب بودي. باد را گفتم تا لانه‌ات را واژگون كند. آنگاه تو از كمين مار پر گشودي. گنجشك خيره در خدايي خدا مانده بود. خدا گفت: و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمني‌ام بر خاستي.
اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود. ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت. هاي هاي گريه‌هايش ملكوت خدا را پر كرد.

ارسال شده توسط ریحانه در جمعه 1388/04/05 و ساعت 8:7
شرایط ازدواج دختران در شهرهای مختلف
شرایط ازدواج دختران در شهرهای مختلف

در شهر خرم آباد از استان لرستان:شرايط عبارتند از:

*داشتن باشگاه بدنسازي

*داشتن عكس يادگاري و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمي

*نكته:در صورتي كه عضلات شكم شش طبقه باشند امتياز ويژه محسوب خواهد شد!(5 امتياز)

* ...

شهر تبريز از استان آذربايجان غربي.شرايط عبارتند از:

*تلفظ حرف ق

*دانستن جواب مسئله 2X2 از لحاظ مختلف

*بلد بودن جك هاي متعدد درباره بچه هاي تهران

* ...

شهر اصفهان از استان اصفهان.شرايط عبارتند از:

*خوردن موز به صورت دو بار در هفته!  

*داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام يا نهار و يا يكبار برگزاري مهماني فاميلي

*ننازيدن به سي و سه پل و ساير ابنيه تاريخي!

*...

بقیه در ادامه مطلب
 

|ادامه مطلب|
ارسال شده توسط ریحانه در پنجشنبه 1388/03/21 و ساعت 15:38
مزایای پسر بودن

 مزایای پسر بودن

/همیشه از نام خانوادگی شما استفاده می شود

۲/مدت زمان مکالمه‌ی تلفنی شما حداکثر۳۰ ثانیه است

۳/برای یک مسافرت یک هفته ای تنها یک ساک کوچک دستی نیاز دارید

۴/در تمام شیشه های مربا و ترشی را خودتان باز می‌کنید

۵/دوستان شما توجهی به کاهش یا افزایش وزن شما ندارند

۶/جنسیت شما در موقع مصاحبه‌ی استخدام مطرح نیست

۷/لازم نیست کیفی پر از لوازم بی استفاده را همه جا به دنبالتان بکشید.

۸/ظرف مدت ۱۰دقیقه می‌توانید حمام کنید و برای رفتن به مهمانی آماده شوید


»» بقیه در ادامه مطلب ««


|ادامه مطلب|
ارسال شده توسط ریحانه در پنجشنبه 1388/03/21 و ساعت 15:37
 آخرین مطالب ارسالی
» اندر احوال پیام نور
» ابتکار و خلاقیت در تبلیغات!
» رایجترین سوالاتی که در یک مصاحبه شغلی پرسیده می‏شوند
» ریشه های تاریخی نام گذاری ماهای سال + عکس
» نرم افزار چیست؟
» ده نفر از عجیب ترین انسانهای دنیا
» زندگی + مرگ
» پرسپولیس
» پردرآمدترین مشاغل IT در جهان
» دلیلی برای نخندیدن
» برخورد بوئینگ 747 با برج میلاد یک روز پس از 11 سپتامبر
» باز آمد بوی ماه مهر
» ماکروسافت کافی شاپ می زنه!!
» بعد از مرگ چه اتفاقی برای زندگی آنلاین ما خواهد افتاد؟
» با كامپيوتر جوان بمانيد !!
» تحقیقات جالب یک غیرمسلمان درمورد تاثیرات "الله" بر انسان
» شیطان!!!!
» آهنگ زيباي سامي يوسف به نام You Came To Me به مناسبت ماه رمضان
» پیرمرد و سالک
» دیدار جومونگ با بازیکنان تیم سایپا
» کامپیوتر زن است یا مرد؟؟؟
» زود قضاوت نکنیم!!!!
» The Mark on the Wall
» مهمانی خدا........

©Copyright 2009-Nice007.TK & This Template Designed By Nice Gruop